untitled
viviti

يكشنبه، 5 مرداد 1382، ساعت12:43

 

 

پر كن پياله را،
كاين آب آتشين،
ديري ست ره به حال خرابم نمي برد!
اين جام ها- كه در پي هم مي شود تهي-
درياي آتش است كه ريزم به كام خويش،
گرداب مي ربايد و، آبم نمي برد!
من، با سمند سركش و جادوئيِ شراب،
تا بيكران عالم پندار رفته ام
تا دشت پر ستاره انديشه هاي گرم
تا مرز ناشناخته ي مرگ و زندگي
تا كوچه باغ خاطره هاي گريزپا،
تا شهر يادها…
ديگر شراب هم جز تا كنار بستر خوابم نمي برد!
هان اي عقاب عشق!
از اوج قله هاي مه آلود دوردست
پرواز كن به دشت غم انگيز عمر من
آنجا بِبر مرا كه شرابم نمي برد…!
آن بي ستاره ام كه عقابم نمي برد!
در راه زندگي، با اين همه تلاش و تمنا و تشنگي،
با اين كه نالم مي كشم از دل كه: آب… آب…!
ديگر فريب هم به سرابم نمي برد!
پر كن پياله را…

پيام‌هاى زير براى يادداشت شما ارسال شده‌اند:

نويسنده: بارون بهار

يكشنبه، 5 مرداد 1382، ساعت 14:27

اگر ای عشق پايان تو دور است / دلم غرق تمنای عبور است/برای قد کشيدن در هوايت/دلم مثل صنوبرها صبور است

E-mail:  lemon_lemon44014@yahoo.co.uk

URL:  matilda.persianblog.com

نويسنده: جودي

يكشنبه، 5 مرداد 1382، ساعت 14:23

گلم مرسي، بهار جون فکر کردم اون رشته ماکاروني کار دستت داده....

E-mail:  jodie1359@yahoo.com

URL:  http://www.jodie.persianblog.com/

نويسنده: Hamid-Hilda

يكشنبه، 5 مرداد 1382، ساعت 14:22

دنياي ما قصه نبود... پيغوم سر بسته نبود... دنياي ما عيونه... هر كي مي خواد بدونه:... دنياي ما خار داره... بيابوناش مار داره... هر كي باهاش كار داره... دلش خبردار داره!... دنياي ما بزرگه... پر از شغال و گرگه!... دنياي ما - هي هي هي !... عقب آتيش - لي لي لي !... آتيش مي خواي بالا ترك... تا كف پات ترك ترك ... دنياي ما همينه... بخواي نخواهي اينه!... خوب، پرياي قصه!... مرغاي شيكسه!... آبتون نبود، دونتون نبود، چائي و قليون تون نبود؟... كي بتونه گفت كه بياين دنياي ما، دنياي واويلاي ما... قلعه قصه تونو ول بكنين، كارتونو مشكل بكنين؟ »... ((احمد شاملو))

E-mail:  aryanlove_blog@yahoo.com

URL:  aryanlove.persianblog.com

نويسنده: گل من

يكشنبه، 5 مرداد 1382، ساعت 14:21

دوباره سلام ،جودی جونم حالت چطوره .... بيا يخچالت رو منفجر کنيم !! هم ماراحت ميشيم هم تو .. امروز هادی داره باشعرهاش کولاک ميکنه .. هادی عزيز خسته نباشی. جودی گلم توهم همينطور .

E-mail:  goleman_rr@yahoo.com

URL:  وارد نشده است

نويسنده: جودي

يكشنبه، 5 مرداد 1382، ساعت 14:20

دوستان عزيزم من صفحه جديد رو آماده کردم....

E-mail:  jodie1359@yahoo.com

URL:  http://www.jodie.persianblog.com/

نويسنده: Hamid-Hilda

يكشنبه، 5 مرداد 1382، ساعت 14:20

« - پرياي خط خطي، عريون و لخت و پاپتي!... شباي چله كوچيك كه زير كرسي، چيك و چيك... تخمه ميشكستيم و بارون مي اومد صداش تو نودون مي اومد... بي بي جون قصه مي گف حرفاي سر بسه مي گف... قصه سبز پري زرد پري... قصه سنگ صبور، بز روي بون... قصه دختر شاه پريون، -... شما ئين اون پريا!... اومدين دنياي ما... حالا هي حرص مي خورين، جوش مي خورين، غصه... خاموش مي خورين... كه دنيامون خال خاليه، غصه و رنج خاليه؟... ((احمد شاملو))

E-mail:  aryanlove_blog@yahoo.com

URL:  aryanlove.persianblog.com

نويسنده: بهار

يكشنبه، 5 مرداد 1382، ساعت 14:19

بهاران سبز و خرم شد نيامد روز آزادی ...فلک چرخ تو برگردد به زندانم تو جادادی!

E-mail:  وارد نشده است

URL:  وارد نشده است

نويسنده: Hamid-Hilda

يكشنبه، 5 مرداد 1382، ساعت 14:18

الان غلاما وايسادن كه مشعلا رو وردارن... بزنن به جون شب، ظلمتو داغونش كنن... عمو زنجير بافو پالون بزنن وارد ميدونش كنن... به جائي كه شنگولش كنن... سكه يه پولش كنن:... دست همو بچسبن... دور ياور برقصن... « حمومك مورچه داره، بشين و پاشو » در بيارن... « قفل و صندوقچه داره، بشين و پاشو » در بيارن... پريا! بسه ديگه هاي هاي تون... گريه تاون، واي واي تون! » ... پريا هيچي نگفتن، زار و زار گريه مي كردن پريا... مث ابراي باهار گريه مي كردن پريا ... ((احمد شاملو))

E-mail:  aryanlove_blog@yahoo.com

URL:  aryanlove.persianblog.com

نويسنده: هيلدا_حميد

يكشنبه، 5 مرداد 1382، ساعت 14:17

شنيدم كه چون قوي زيبا بميرد فريبنده زاد و فريبا بميرد شب مرگ تنها نشيند به موجي رود گوشه‌اي دور و تنها بميرد در آن گوشه چندان غزل خواند آن شب كه خود درميان غزلها بميرد گروهي برآنند كاين مرغ شيدا كجا عاشقي كرد آنجا بميرد شب مرگ از بيم آنجا شتابد كه از مرگ غافل شود تا بميرد چو روزي زآغوش دريا برآمد شبي هم در آغوش دريا بميرد تو درياي من بودي، آغوش واكن كه مي‌خواهد اين قوي زيبا بميرد " مهدي حميدي شيرازي "

E-mail:  aryanlove_blog@yahoo.com

URL:  aryanlove.persianblog.com

نويسنده: جودي

يكشنبه، 5 مرداد 1382، ساعت 14:16

حميد عزيز سلام خوش اومدين...

E-mail:  jodie1359@yahoo.com

URL:  http://www.jodie.persianblog.com/

نويسنده: Hamid-Hilda

يكشنبه، 5 مرداد 1382، ساعت 14:15

پريا! ديگه تو روز شيكسه... دراي قلعه بسّه... اگه تا زوده بلن شين... سوار اسب من شين... مي رسيم به شهر مردم، ببينين: صداش مياد... جينگ و جينگ ريختن زنجير برده هاش مياد... آره ! زنجيراي گرون، حلقه به حلقه، لابه لا... مي ريزد ز دست و پا... پوسيده ن، پاره مي شن... ديبا بيچاره ميشن:... سر به جنگل بذارن، جنگلو خارزار مي بينن... سر به صحرا بذارن، كوير و نمك زار مي بينن... عوضش تو شهر ما... [ آخ ! نمي دونين پريا!]... در برجا وا مي شن، برده دارا رسوا مي شن... غلوما آزاد مي شن، ويرونه ها آباد مي شن... هر كي كه غصه داره... غمشو زمين ميذاره... قالي مي شن حصيرا... آزاد مي شن اسير..ا. اسيرا كينه دارن... داس شونو ور مي ميدارن... سيل مي شن: گرگرگر!... تو قلب شب كه بد گله... آتيش بازي چه خوشگله!... آتيش! آتيش! - چه خوبه!... حالام تنگ غروبه... چيزي به شب نمونده... به سوز تب نمونده،... به جستن و واجستن... تو حوض نقره جستن ((احمد شاملو))

E-mail:  aryanlove_blog@yahoo.com

URL:  aryanlove.persianblog.com

نويسنده: Hamid-Hilda

يكشنبه، 5 مرداد 1382، ساعت 14:13

پريا! ... قد رشيدم ببينين... اسب سفيدم ببينين:... اسب سفيد نقره نل... يال و دمش رنگ عسل،... مركب صرصر تك من!... آهوي آهن رگ من!... گردن و ساقش ببينين!... باد دماغش ببينين!... امشب تو شهر چراغونه... خونه ديبا داغونه... مردم ده مهمون مان... با دامب و دومب به شهر ميان... داريه و دمبك مي زنن... مي رقصن و مي رقصونن... غنچه خندون مي ريزن... نقل بيابون مي ريزن... هاي مي كشن... هوي مي كشن:... « - شهر جاي ما شد!... عيد مردماس، ديب گله داره... دنيا مال ماس، ديب گله داره... سفيدي پادشاس، ديب گله داره... سياهي رو سياس، ديب گله داره » ... ((احمد شاملو))

E-mail:  aryanlove_blog@yahoo.com

URL:  aryanlove.persianblog.com

نويسنده: بارون بهار

يكشنبه، 5 مرداد 1382، ساعت 14:12

دوستان عزيز ميتونم يه سوال ازتون بپرسم در مورده اينکه چطوری اسم وبلاگ شما دوستان رو توي بلاگم بزارم ؟ ببخشيد البته

E-mail:  lemon_lemon44014@yahoo.co.uk

URL:  matilda.persianblog.com

نويسنده: ماهی سياه کوچولو

يكشنبه، 5 مرداد 1382، ساعت 14:12

(:.......من اينجام دارم فعلا چپ چپ نگاش می کنم....{{در را که باز می کنم... به روی آسمان گشوده می شود... چرا در شب به تو نزديک ترم؟ اما تنها جمله ای رد و بدل می شود. در را می بندم... آسمان همچنان گشوده است. من گنج توام... خانه ام نورباران است... در چشم فرشتگان آسمان... سرخی آتشی است در قلب من. در را که می بندم فکر می کنم.. مرا فراموش نکرده است؟ مرا فراموش نمی کند؟.....هنوز در عجبم!.....

E-mail:  mona3097@yahoo.com

URL:  وارد نشده است

نويسنده: هيلدا_حميد

يكشنبه، 5 مرداد 1382، ساعت 14:11

سلام به همه ی دوستان عزيز ....

E-mail:  aryanlove_blog@yahoo.com

URL:  aryanlove.persianblog.com

نويسنده: جودي

يكشنبه، 5 مرداد 1382، ساعت 14:10

ماری عزيز خيلی لطف کردی.... ممنونم... پاينده باشيد...

E-mail:  jodie1359@yahoo.com

URL:  http://www.jodie.persianblog.com/

نويسنده: Hamid-Hilda

يكشنبه، 5 مرداد 1382، ساعت 14:9

« - پرياي نازنين... چه تونه زار مي زنين؟... توي اين صحراي دور... توي اين تنگ غروب... نمي گين برف مياد؟... نمي گين بارون مياد... نمي گين گرگه مياد مي خوردتون؟... نمي گين ديبه مياد يه لقمه خام مي كند تون؟... نمي ترسين پريا؟ ... نمياين به شهر ما؟... شهر ما صداش مياد، صداي زنجيراش مياد-... ((احمد شاملو))

E-mail:  aryanlove_blog@yahoo.com

URL:  aryanlove.persianblog.com

نويسنده: ماری

يكشنبه، 5 مرداد 1382، ساعت 14:9

خوب بچه ها خوش باشين... بازم ميام پيشتون .... فعلا باي بای.... ميوه ها رو تموم نکنين ميام

E-mail:  ma_bour@yahoo.com

URL:  وارد نشده است

نويسنده: ماهی سياه کوچولو

يكشنبه، 5 مرداد 1382، ساعت 14:9

با كليدي اگر مي آيي..تا به دست خود از آهن تفته قفلي بسازم! گر باز مي گذاري در را ، تا به همت خويش ... از سنگ پاره سنگ... ديواري برآرم ... باري ... دل ... در اين برهوت ... ديگر گونه چشم اندازي مي طلبد ... (شاملو)سلام سمانه ی عزيز

E-mail:  mona3097@yahoo.com

URL:  وارد نشده است

نويسنده: ماری

يكشنبه، 5 مرداد 1382، ساعت 14:7

محبت و ترديد يک جا جمع نميشوند

E-mail:  ma_bour@yahoo.com

URL:  وارد نشده است

نويسنده: Hamid-Hilda

يكشنبه، 5 مرداد 1382، ساعت 14:5

از افق جيرينگ جيرينگ صداي زنجير مي اومد... از عقب از توي برج شبگير مي اومد... « - پريا! گشنه تونه؟... پريا! تشنه تونه؟... پريا! خسته شدين؟... مرغ پر شسه شدين؟... چيه اين هاي هاي تون... گريه تون واي واي تون؟ ».... پريا هيچي نگفتن، زار و زار گريه ميكردن پريا... مث ابراي باهار گريه مي كردن پريا... ((احمد شاملو))

E-mail:  aryanlove_blog@yahoo.com

URL:  aryanlove.persianblog.com

نويسنده: بارون بهار

يكشنبه، 5 مرداد 1382، ساعت 14:4

...

E-mail:  lemon_lemon44014@yahoo.co.uk

URL:  matilda.persianblog.com

نويسنده: جودي

يكشنبه، 5 مرداد 1382، ساعت 14:4

مونا جون کجائی؟؟؟ سمانه می خواد منو بزنه بيا يه مشت بزن تو صورتش....

E-mail:  jodie1359@yahoo.com

URL:  http://www.jodie.persianblog.com/

نويسنده: ماری

يكشنبه، 5 مرداد 1382، ساعت 14:4

شايد کسی را که با او خنديده ای فراموش کنی ؛ اما کسی را که با او گريسته ای هرگز فراموش نخواهی کرد.

E-mail:  ma_bour@yahoo.com

URL:  وارد نشده است

نويسنده: جودي

يكشنبه، 5 مرداد 1382، ساعت 14:3

سلام به مادر ديو پولاد زره سمانه صحرائی..... بارون بهار سلام عزيزم خوش اومدی خانومی....

E-mail:  jodie1359@yahoo.com

URL:  http://www.jodie.persianblog.com/

نويسنده: Hamid-Hilda

يكشنبه، 5 مرداد 1382، ساعت 14:3

سلام به بارون بهار و سلام به سمانه جونم...خانوم خانوما تا ديروز که سبزه بوديد چی شد که گل شديد؟؟؟!!!!!!!!!!!...

E-mail:  aryanlove_blog@yahoo.com

URL:  aryanlove.persianblog.com

نويسنده: leila

يكشنبه، 5 مرداد 1382، ساعت 14:2

هان ای عقاب عشق! از اوج قله های مه آلود دوردست، پرواز کن به دشت غم انگيز عمر من، آنجا ببر مرا که شرابم نمي برد!

E-mail:  وارد نشده است

URL:  وارد نشده است

نويسنده: ماری

يكشنبه، 5 مرداد 1382، ساعت 14:2

سلام سمانه جون .... خوش اومدی

E-mail:  ma_bour@yahoo.com

URL:  وارد نشده است

نويسنده: samaneh

يكشنبه، 5 مرداد 1382، ساعت 14:1

من اينجا لازم ميدونم که ورود خودم را با احترامات فراوان اعلام کنم.....دوشيزه ی عليه سرکار خانم سمانه صحرايی وارد می شود...به احترا م این بانوی نمونه و زیبا و محترم و ارزشمند و ...برخيزيد..(چشمک)...

E-mail:  samaneh_joon_her@yahoo.com

URL:  وارد نشده است

نويسنده: Hamid-Hilda

يكشنبه، 5 مرداد 1382، ساعت 14:1

يكي بود يكي نبود... زير گنبد كبود... لخت و عور تنگ غروب سه تا پري نشسه بود... زار و زار گريه مي كردن پريا... مث ابراي باهار گريه مي كردن پريا... گيس شون قد كمون رنگ شبق... از كمون بلن ترك... از شبق مشكي ترك... روبروشون تو افق شهر غلاماي اسير... پشت شون سرد و سيا قلعه افسانه پير... ((احمد شاملو))

E-mail:  aryanlove_blog@yahoo.com

URL:  aryanlove.persianblog.com

نويسنده: بارون بهار

يكشنبه، 5 مرداد 1382، ساعت 14:1

سسسسسسسسلام بالاخره منم تونستم توی يکی از اين جشن ها شرکت کنم .اشتباه که نميکنم؟؟؟؟؟؟

E-mail:  lemon_lemon44014@yahoo.co.uk

URL:  matilda.persianblog.com

نويسنده: ماری

يكشنبه، 5 مرداد 1382، ساعت 14:1

جز آنها که دلی مالامال از رمز و راز دارند ؛کسی سر از رمز و راز ما در نمی آورد..

E-mail:  ma_bour@yahoo.com

URL:  وارد نشده است

نويسنده: leila

يكشنبه، 5 مرداد 1382، ساعت 14:0

هيلدای عزيزم خواهش می کنم.

E-mail:  وارد نشده است

URL:  وارد نشده است

نويسنده: samaneh

يكشنبه، 5 مرداد 1382، ساعت 14:0

سلام به همه...سلام به جودی و ياسر و حميد و هيلدای عزيز...سلام به ماری...مونا...ليلا...بهار....وهادی عزيز...من بازم اومدم...جودی جان بدو يه شربت خنک بيار که گل سرسبدتون اومد.....

E-mail:  samaneh_joon_her@yahoo.com

URL:  وارد نشده است

نويسنده: Hamid-Hilda

يكشنبه، 5 مرداد 1382، ساعت 13:59

مرگ تنها براي آن عده اي زيباست كه زندگي خود را زيبا سپري كرده اند . آنان كه از زيستن نهراسيده اند . آنان كه به قدر كافي شهامت زندگي كردن داشته اند . آنان كه عشق ورزيدند ، آنان كه به رقص در آمدند و آنان كه جشن گرفتند .

E-mail:  aryanlove_blog@yahoo.com

URL:  aryanlove.persianblog.com

نويسنده: ماری

يكشنبه، 5 مرداد 1382، ساعت 13:59

چه کور است آنکه از جيبش به تو می بخشد تا از قلبت باز ستاند !!!!!!!

E-mail:  ma_bour@yahoo.com

URL:  وارد نشده است

نويسنده: Hamid-Hilda

يكشنبه، 5 مرداد 1382، ساعت 13:58

هميشه شبه عشق در كنار عشق بوده است،شبه صداقت در كنار صداقت؛اما هرگز از رونق بازار عشق و صداقت چيزي كاسته نشده است.تو عاشق صادق باش و بمان،دنيا را به حال خود بگذار.((نادر ابراهيمي))

E-mail:  aryanlove_blog@yahoo.com

URL:  aryanlove.persianblog.com

نويسنده: leila

يكشنبه، 5 مرداد 1382، ساعت 13:57

گفتی که: چو خورشيد زنم سوی تو پر، چون ماه شبی می کشم از پنجره سر! اندوه که خورشيد شدی، تنگ غروب! افسوس، که مهتاب شدی وقت سحر!

E-mail:  وارد نشده است

URL:  وارد نشده است

نويسنده: Hamid-Hilda

يكشنبه، 5 مرداد 1382، ساعت 13:57

من مرگ خوشتن را... با فصلها در ميان نهاده ام و... با فصلي كه در مي گذشت؛... من مرگ خويشتن را... با برفها در ميان نهادم و... با برفي كه مي نشست؛... با پرنده ها و... با هر پرنده كه در برف... در جست و جوي... چينه ئي بود.... ((احمد شاملو))

E-mail:  aryanlove_blog@yahoo.com

URL:  aryanlove.persianblog.com

نويسنده: ماری

يكشنبه، 5 مرداد 1382، ساعت 13:56

سلام جودی جان ... ممنون .

E-mail:  ma_bour@yahoo.com

URL:  وارد نشده است

نويسنده: Hamid-Hilda

يكشنبه، 5 مرداد 1382، ساعت 13:56

و چندان كه خش خش سپيد زمستاني ديگر... از فرا سوي هفته هاي نزديك... به گوش آمد... و سمور و قمري... آسيه سر ... از لانه و آشيانه خويش... سر كشيدند،... با آخرين پروانه باغ... از مرگ... من ... سخن گفتم... ((احمد شاملو))

E-mail:  aryanlove_blog@yahoo.com

URL:  aryanlove.persianblog.com

نويسنده: ماهی سياه کوچولو

يكشنبه، 5 مرداد 1382، ساعت 13:56

شب که تار شد...سرش را چسباند به همان شيشه که بخارهايش يادش می آورد هنوز هم نفسش هست...سرش را کز کرد....چشمانش را ؛زل؛و آه هايش را :رها!...چشم دوخت و بو کرد...خانه را...من را...او را...تو را...خاطره را...همه ی بوها را جدا می کرد...می خواست همه را بسته بندی کند...می خواست برای هر کدام جايی بسازد...می خواست برای هرکدام کناری بيابد....پس بخار ساخت ...بخار ها را هم بو کرد....می خواست بوی دلتنگی را خوب بفهمد...می خواست هرچه بوی دلتگی می داد نيامده راه ندهد....به پاهايش خوب نگاه کرد و به عروسکی که هیچ وقت با لالاييش خوابش نمی برد...و به ساعتی که شب ها صدايش با صدای موتوره يخچال پهن می شد....و نگاه کرد ....نه!...نمی شد!....وقتش شده بود!...ديگر اينجا ماله او نبود....يا نه!..او ماله اينجا نبود....بايد گم می شد....بايد!......روی نفسهای نقاشی شده ی سفيدش دست کشيد...جاپايش را پاک کرد کمی با خودش حرف زد...دستی تکان داد و رفت!.....مثله هميشه!!!!!!!!

E-mail:  mona3097@yahoo.com

URL:  وارد نشده است

نويسنده: جودي

يكشنبه، 5 مرداد 1382، ساعت 13:54

ماري جون سلام، خوبيد شما؟ اين سومين بار که دارم مينويسم وارد نميشه....

E-mail:  jodie1359@yahoo.com

URL:  http://www.jodie.persianblog.com/

نويسنده: جودي

يكشنبه، 5 مرداد 1382، ساعت 13:53

ماری جون سلام، خوبيد شما؟

E-mail:  jodie1359@yahoo.com

URL:  http://www.jodie.persianblog.com/

نويسنده: ماری

يكشنبه، 5 مرداد 1382، ساعت 13:53

وقتی قلبت کوه آتشفشان است ؛ چگونه انتظار داری که در دستانتgol بشکفد....؟؟؟؟؟

E-mail:  ma_bour@yahoo.com

URL:  وارد نشده است

نويسنده: Hamid-Hilda

يكشنبه، 5 مرداد 1382، ساعت 13:53

ممنون ليلا جون که به فکر انگشتای من هستيد(;

E-mail:  aryanlove_blog@yahoo.com

URL:  aryanlove.persianblog.com

نويسنده: Hamid-Hilda

يكشنبه، 5 مرداد 1382، ساعت 13:51

و با ماهيان خرد كاريز... كه گفت و شنود جاودانه شان را... آوازي نيست،... و با زنبور زريني... كه جنگل را به تاراج مي برد... و عسلفروش پير را... مي پنداشت... كه باز گشت او را... انتظاري مي كشيد.... و از آ ن با برگ آخرين سخن گفتم... كه پنجه خشكش... نو اميدانه... دستاويزي مي جست... در فضائي ... كه بي رحمانه... تهي بود... ((احمد شاملو))

E-mail:  aryanlove_blog@yahoo.com

URL:  aryanlove.persianblog.com

نويسنده: ماری

يكشنبه، 5 مرداد 1382، ساعت 13:50

دانه ای بکار... زمين تو را شاخه گلی خواهد داد . آرزوهايت را در آسمان ترانه وار بخوان ... آسمان ؛ دلخواهت را به تو خواهد داد

E-mail:  ma_bour@yahoo.com

URL:  وارد نشده است

نويسنده: leila

يكشنبه، 5 مرداد 1382، ساعت 13:49

عشق، حقيقی ترين حقيقت هاست. عشق، قانون ازلی و ابدی هستی و بهروزی جاودانی است. عشق، رويای زيستن، و روشنايی زيستن است. عشق، تنها پديده ناميرای زندگی است.

E-mail:  وارد نشده است

URL:  وارد نشده است

نويسنده: بهار

يكشنبه، 5 مرداد 1382، ساعت 13:46

گم می کنم تا خويشتن را در تو با تو ...حيرانم آيا اين من خودم هستم و يا تو...من کيستم تصوير تنهائی و غربت ...با غربت من نيز تنها آشنا تو...

E-mail:  وارد نشده است

URL:  وارد نشده است

نويسنده: leila

يكشنبه، 5 مرداد 1382، ساعت 13:45

هيلدا جون حالا چون شمايی، يه کم ماکارونی رو بد مزه درست می کنم که انگشتاتو نخوري.

E-mail:  وارد نشده است

URL:  وارد نشده است

نويسنده: Hamid-Hilda

يكشنبه، 5 مرداد 1382، ساعت 13:45

و با پيچك... كه بهار خواب هر خانه را... استادانه... تجيري كرده بود،... و با عطش... كه چهره هر آبشار كوچك... از آن... با چاه... سخن گفتم،((احمد شاملو))

E-mail:  aryanlove_blog@yahoo.com

URL:  aryanlove.persianblog.com

نويسنده: هادی

يكشنبه، 5 مرداد 1382، ساعت 13:44

و بعد از رفتن تو آسمان چشمهايم خيس باران بود. و بعد از رفتنت انگار کسی حس کرد ، من بی تو تمام هستی ام از دست خواهد رفت . کسی حس کرد من بی تو هزاران بار درهرلحظه خواهم مرد وبعد از رفتنت دريا چه بعضی کرد . کسی فهميد تو نام مرا از ياد خواهی برد ! هنوز آشفته چشمان زيبای توام ... برگرد ببين که سرنوشت من چه خواهد شد وبعد از اين همه طوفان و وهم وپرسش وترديد کسی از پشت قاب پنجره آرام وزيبا گفت : تو هم در پاسخ اين بی وفاييها بگو در راه عشق وانتخاب آن خطا کردم ... ومن در حالتی مابين اشک وحسرت وترديد ،‌‌ کنار انتظاری که بدون پاسخ و سردست ، ومن در اوج پاييزی ترين ويرانی يک دل ، ميان غصه ای از جنس بغض کوچک يک ابر !!! نميدانم چرا ، شاید به رسم عادت پروانگی مان ، برای شادی وخوشبختی باغ قشنگ آرزوهایت دعاکردم .

E-mail:  rahimian@nigc.ir

URL:  hadir.persianblog.com

نويسنده: بهار

يكشنبه، 5 مرداد 1382، ساعت 13:43

جودی يه رشته گير کرده ته گلوم دستم بهش نمی رسه!آقا ياسر مگه سقت خدانکرده زبونم لال سياهه!هيلدا جون پس اين حميد آقا کجاست چرا نمی پره بره يه تک پا ماکارونی برات بگيره!گوششو بکش !حالا ديگه هی سرفه سرفه ...

E-mail:  وارد نشده است

URL:  وارد نشده است

نويسنده: مونا

يكشنبه، 5 مرداد 1382، ساعت 13:43

ای لولی بربط زن، تو مست تری یا من ای پیش چو تو مستی، افسون من افسانه...

E-mail:  mona3097@yahoo.com

URL:  وارد نشده است

نويسنده: ماری

يكشنبه، 5 مرداد 1382، ساعت 13:43

در گذر از جاده های زندگی آموختم که خيلی بيشتر ميتوان ادامه داد وقتی که فکر می کنی ديگر نمی توانی ادامه دهی...

E-mail:  ma_bour@yahoo.com

URL:  وارد نشده است

نويسنده: جودي

يكشنبه، 5 مرداد 1382، ساعت 13:43

مونا جون به خدا خوب شدم.... صدای ماهيتو شنيدم....

E-mail:  jodie1359@yahoo.com

URL:  http://www.jodie.persianblog.com/

نويسنده: Hamid-Hilda

يكشنبه، 5 مرداد 1382، ساعت 13:42

غبار آلود و خسته... از راه دراز خويش... تابستان پير... چون فراز آمد... در سايه گاه ديوار... به سنگيني.. . يله داد... و كودكان... شادي كنان... گرد بر گردش ايستادند... تا به رسم ديرين... خورجين كهنه را... گره بگشايد... و جيب دامن ايشان را همه... از گوجه سبز و... سيب سرخ و... گردوي تازه بيا كند... پس... من مرگ خوشتن را رازي كردم و... او را... محرم رازي؛... و با او... از مرگ... من... سخن گفتم... ((احمد شاملو))

E-mail:  aryanlove_blog@yahoo.com

URL:  aryanlove.persianblog.com

نويسنده: مونا

يكشنبه، 5 مرداد 1382، ساعت 13:41

سلام جودی جونم...(:خوبی عزيزم...به قران من ديروز نتونستم بازم بيام...و الا می يومدم...ميلتم رسيد بهم..تونستی مشکله وبلاگتو حل کنی؟....اینجارو نگا کن...یه کم بخندی(:http://beta.xko.cz/danny/EUROPE-ITALY.swf

E-mail:  mona3097@yahoo.com

URL:  وارد نشده است

نويسنده: ياسر

يكشنبه، 5 مرداد 1382، ساعت 13:41

جودی جان ! من که به بهر چيزی نگفتم ! يه درد دل ساده بود ! نکنه دوباره شما دختر ها می خواين دست به يکی کنين ! ديشب که پروانه و واله دست به يکی کرده بودن که حال من رو بگيرن و موفق هم شدن ! آقا ما تسليم !

E-mail:  ymobasheri@yahoo.com

URL:  sazedel.persianblog.com

نويسنده: ماری

يكشنبه، 5 مرداد 1382، ساعت 13:41

سلام به همه .... روز به خير....

E-mail:  ma_bour@yahoo.com

URL:  وارد نشده است

نويسنده: جودي

يكشنبه، 5 مرداد 1382، ساعت 13:40

بچه ها گوشهاتون رو بگيريد..... مونا من خيلی خيلي دوستت دارم دلم براي اون صداي ماهيت تنگ شده ديروز که باهات حرف زدم صداي مونا بود امروز زنگ ميزنم با صداي ماهي با من حرف بزن باشه..... .

E-mail:  jodie1359@yahoo.com

URL:  http://www.jodie.persianblog.com/

نويسنده: leila

يكشنبه، 5 مرداد 1382، ساعت 13:39

مثل اينکه جودی نمی خواد يه کاری به ما بده، بهتره برم سراغ شعر نوشتن.

E-mail:  وارد نشده است

URL:  وارد نشده است

نويسنده: Hamid-Hilda

يكشنبه، 5 مرداد 1382، ساعت 13:39

و چندان كه قافله در رسيد و بار افكند... و به هر كجا... بر دشت... از گيلاس بنان... آتشي عطر افشان بر افروخت،... با آتشدان باغ... از مرگ... من... سخن گفتم...((احمد شاملو))

E-mail:  aryanlove_blog@yahoo.com

URL:  aryanlove.persianblog.com

نويسنده: بهار

يكشنبه، 5 مرداد 1382، ساعت 13:38

در تو چون روح گم می شوم آری پس از اين ...تا مرا مثل خودت دوست بداری پس از اين...

E-mail:  وارد نشده است

URL:  وارد نشده است

نويسنده: ياسر

يكشنبه، 5 مرداد 1382، ساعت 13:38

سلام جودی جان ! بابا ما کم اوردتيم عزيز ! حالا من يه چيزی گفتم ! من هنوز کلکل نکرده پيش تو کم آوردم ! چه برسه به اينکه خدائی نکرده بخوام با تو کلکل هم بکنم ! بابا ما خيلی مخلصيم ! بچه که زدن نداره (چشمک ) ...ياسر

E-mail:  ymobasheri@yahoo.com

URL:  sazedel.persianblog.com

نويسنده: جودي

يكشنبه، 5 مرداد 1382، ساعت 13:38

مونااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا جونمممممممممممممممممم کجائيييييييييييييييييييييييي؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

E-mail:  jodie1359@yahoo.com

URL:  http://www.jodie.persianblog.com/

نويسنده: leila

يكشنبه، 5 مرداد 1382، ساعت 13:37

سلام به آقا ياسر گل، فکر کنم اشتباه شده، من چند وقتی هست که به کسی ميل نزدم.

E-mail:  وارد نشده است

URL:  وارد نشده است

نويسنده: Hamid-Hilda

يكشنبه، 5 مرداد 1382، ساعت 13:36

ليلا حون ممنون...ولی نميشه انگشتام را نخورم...اون وقت بدون انگشت چکار کنم):...

E-mail:  aryanlove_blog@yahoo.com

URL:  aryanlove.persianblog.com

نويسنده: Hamid-Hilda

يكشنبه، 5 مرداد 1382، ساعت 13:34

سلام به مونا و ياسر عزيز...بهار جون من ماکارونی می خوام...)):...البته شوخی می کنم...تازه ماکارونی خوردم...آقا ياسر به موقعش شيرينی هم بهتون می ديم...انشا الله با شيرينی قبولی فوق ليسانس با هم می ديم...

E-mail:  aryanlove_blog@yahoo.com

URL:  aryanlove.persianblog.com

نويسنده: جودي

يكشنبه، 5 مرداد 1382، ساعت 13:34

ياسر به بهارم چيزي نگو....

E-mail:  jodie1359@yahoo.com

URL:  http://www.jodie.persianblog.com/

نويسنده: جودي

يكشنبه، 5 مرداد 1382، ساعت 13:33

مونا جونم سلام، چطوري گلم، خوبي؟؟؟؟ ببين دلم گرفته يه بار بگو به قران تا من دلم وا شه از صبح منتظر بودم تو بياي بگي به قران

E-mail:  jodie1359@yahoo.com

URL:  http://www.jodie.persianblog.com/

نويسنده: ياسر

يكشنبه، 5 مرداد 1382، ساعت 13:33

بهار جان ! الهی اون ماکارونی از گلوت پائين نره ! بابا من دارم از گرسنگی ميميرم اونوقت تو از ماکارونی حرف ميزنی ! ( من خيلی ماکارونی دوست دارم ) ... ( شوخی ) ...ياسر

E-mail:  ymobasheri@yahoo.com

URL:  sazedel.persianblog.com

نويسنده: بهار

يكشنبه، 5 مرداد 1382، ساعت 13:33

جودی من به اين خوفی رفتم نشستم يه گوشه دارم غذا مو می خورم هی نميگم ننه ننه من گشنمه بدم!در زدن و اين حرفها مال...هاست نه من به اين خوفی!

E-mail:  وارد نشده است

URL:  وارد نشده است

نويسنده: leila

يكشنبه، 5 مرداد 1382، ساعت 13:32

برای هيلدای خوشگلم خودم يه ماکارونی درست کنم که ۹ تا انگشتش هم بخوره، يکيش بمونه برای اينکه بتونه پيغاماشو بزنه.

E-mail:  وارد نشده است

URL:  وارد نشده است

نويسنده: جودي

يكشنبه، 5 مرداد 1382، ساعت 13:32

ياسر عزيز سلام، خوش اومدي، ببخشيد ديشب تنهاتون گذاشتم... راستي يادم رفت بگم پس ميخواستي گوشي رو از بابا عظيمي بگيري با من کلکل کني.... مطمئن باش کم مياري

E-mail:  jodie1359@yahoo.com

URL:  http://www.jodie.persianblog.com/

نويسنده: Hamid-Hilda

يكشنبه، 5 مرداد 1382، ساعت 13:31

واييييييييی جودی جون من تو عمرم تا حالا ظرف نشستم...اين که ميگم طفلک حميد مهربونم دلم براشون می سوزه الکی نمی گم که...نميشه يک کار ديگه بکنم...يکی يدونه بودن هم خيلی بده...نه؟؟؟؟!!!!!.....P:

E-mail:  aryanlove_blog@yahoo.com

URL:  aryanlove.persianblog.com

نويسنده: مونا

يكشنبه، 5 مرداد 1382، ساعت 13:31

سلام به همه و به جودی ی نازنین....نه ستاره می خواهم نه آن شبانه ای که شرش را هزار باره دوره ام کردی....نه معصوميت را تشنه ام نه آن صداقت که چشمانت را هزار دفعه با آن تامين کردی....سوار همين سرسره می شوم و تو همان پايين بايست....می خواهم دوباره بی تاب شوم....مي شود؟....

E-mail:  mona3097@yahoo.com

URL:  وارد نشده است

نويسنده: ياسر

يكشنبه، 5 مرداد 1382، ساعت 13:30

ليلا خانوم ! سلام عزیز ! شما برای من ميل زده بودی ؟

E-mail:  ymobasheri@yahoo.com

URL:  sazedel.persianblog.com

نويسنده: هادی

يكشنبه، 5 مرداد 1382، ساعت 13:30

همين بود آخرين حرفت ومن بعد از عبور تلخ وغمگينت حريم چشمهايم را بروی اشکی ازجنس غروب ساکت و نارنجی خورشيد واکردم . نميدانم چرا رفتی نميدانم چرا!!! شايد خطا کردم وتو بی آنکه فکر غربت چشمان من باشی ! نميدانم کجا؟! تاکی ؟! برای چه؟ ... ولی رفتی وبعد از رفتنت باران چه معصومانه می باريد وبعد از رفتنت رسم نوازش در غمی خاکستری گم شد و گنجشکی که هر روز از کنار پنجره با مهربانی دانه برمی داشت ، تمام بالهايش غرق در اندوه غربت شد .

E-mail:  rahimian@nigc.ir

URL:  hadir.persianblog.com

نويسنده: بهار

يكشنبه، 5 مرداد 1382، ساعت 13:30

ای بابا هيلدا خانم بگم باورت نميشه من دارم ماکارونی می خورم م م م م م م م م ...

E-mail:  وارد نشده است

URL:  وارد نشده است

نويسنده: جودي

يكشنبه، 5 مرداد 1382، ساعت 13:30

بهار تو کي ميخواي ياد بگيري.... پس اين درو واسه چي گذاشتن همش از ديوار مياي بالا.... زشته مردم چي ميگن...

E-mail:  jodie1359@yahoo.com

URL:  http://www.jodie.persianblog.com/

نويسنده: ياسر

يكشنبه، 5 مرداد 1382، ساعت 13:30

سلام ! پس ای نهار چی شد ! پس اين عروسی چی شد ! چرا همه هی دست دست ميکنن ! بابا زور باشين تو رو خدا ! نه جودی عزیز ناهار ميده نه حميد جان و هيلدای عزيز شيرينی عروسی ميدن ! آخه من چيکار کنم ؟ من تا کی بايد صبر کنم !

E-mail:  ymobasheri@yahoo.com

URL:  sazedel.persianblog.com

نويسنده: Hamid-Hilda

يكشنبه، 5 مرداد 1382، ساعت 13:29

هادی عزيز...فقط می تونيم بگيم سپاس...سپاس...سپاس...ما هميشه مرهون الطاف شما هستيم...ازتون سپاسگزاريم...دلی عاشق را برايتان آرزومنديم...

E-mail:  aryanlove_blog@yahoo.com

URL:  aryanlove.persianblog.com

نويسنده: leila

يكشنبه، 5 مرداد 1382، ساعت 13:29

خوب، من دربست در اختيار جودی جونم هستم، هر کاری داری بگو، من تو خريد بربری استادم.

E-mail:  وارد نشده است

URL:  وارد نشده است

نويسنده: جودي

يكشنبه، 5 مرداد 1382، ساعت 13:29

ببين من تنها غذائي که بلد نيستم درست کنم ماکارونيه.... نميشه ماکاروني نخواي مي چسبه به سقف دهنت.... خيلي بد درست ميکنم...

E-mail:  jodie1359@yahoo.com

URL:  http://www.jodie.persianblog.com/

نويسنده: بهار

يكشنبه، 5 مرداد 1382، ساعت 13:28

سلام من بازم اومدم جودی جان در اين پياله ندانم چه ريخته ای که پيداست خوش به جان هم افتاده اند آتش و آب! مرا به جرعه ای از اين آب آتشين درياب!

E-mail:  وارد نشده است

URL:  وارد نشده است

نويسنده: جودي

يكشنبه، 5 مرداد 1382، ساعت 13:27

من که اصلا شعرم نمياد.... هيلدا جون من نون مي خرم تو ظرفها رو بشور... از ظرف شستن بدم مياد...

E-mail:  jodie1359@yahoo.com

URL:  http://www.jodie.persianblog.com/

نويسنده: leila

يكشنبه، 5 مرداد 1382، ساعت 13:27

روزی که کمترين سرود بوسه است، و هر انسان برای هر انسان برادريست...روزی که ديگر درهای خانه شان را نمی بندند...قفل، افسانه ای است و قلب برای زندگی بس است.

E-mail:  وارد نشده است

URL:  وارد نشده است

نويسنده: Hamid-Hilda

يكشنبه، 5 مرداد 1382، ساعت 13:26

خانوم خانوما من ماکارونی دوست دارم...P:

E-mail:  aryanlove_blog@yahoo.com

URL:  aryanlove.persianblog.com

نويسنده: هادی

يكشنبه، 5 مرداد 1382، ساعت 13:25

تقديم به حميد وهيلدای عزيز شبی از پشت يک تنهايی نمناک وبارانی ،‌ تورا بالهجه گلهای نيلوفر صدا کردم . تمام شب برای با طراوت ماندن باغ قشنگ آرزوهايت دعا کردم . پس از يک جستجوی نقره ای درکوچه های آبی احساس تورا از بين گلهايی که در تنهاييم روييد باحسرت جدا کردم و تو درپاسخ آبی ترين موج تمنای دلم گفتی دلم حيران و سرگردان چشمانيست رويايی وو من تنها برای ديدن زيبايی آن چشم ،‌ تو را در دشتی از تنهايی و حسرت رها کردم .

E-mail:  rahimian@nigc.ir

URL:  hadir.persianblog.com

نويسنده: Hamid-Hilda

يكشنبه، 5 مرداد 1382، ساعت 13:25

جودی جان ...هرچند من هيچ کاری بلد نيستم ولی ميام کمک...خب حالا بگو چکار کنم...برم نون بخرم...P:...

E-mail:  aryanlove_blog@yahoo.com

URL:  aryanlove.persianblog.com

نويسنده: leila

يكشنبه، 5 مرداد 1382، ساعت 13:24

جودی جان شعرم جای حساسشه بزار تمومش کنم و بيام.

E-mail:  وارد نشده است

URL:  وارد نشده است

نويسنده: leila

يكشنبه، 5 مرداد 1382، ساعت 13:23

عشق دلپذير ترين جهان بينی آدمي ست، آن جهان بينی نجيب و جليل، که از آغاز تاريخ انسان تاکنون، جانهای شيفته بسياری، برای برپا داشتن جهانی شايسته و بايسته آن، کوشيدند و جان باختند.برای...

E-mail:  وارد نشده است

URL:  وارد نشده است

نويسنده: جودي

يكشنبه، 5 مرداد 1382، ساعت 13:23

ليلا جون چيه رفتي با هادي و هيلدا قاطي شدي هي تند تند شعر مي نويسي بيا کمک مردم بابا... الهي اين همسايه من جز جيگر بگيره با اين يخچال قراضه اش...

E-mail:  jodie1359@yahoo.com

URL:  http://www.jodie.persianblog.com/

نويسنده: Hamid-Hilda

يكشنبه، 5 مرداد 1382، ساعت 13:22

چندان كه هياهوي سبز بهاري ديگر... از فرا سوي هفته ها به گوش آمد،... با برف كهنه... كه مي رفت... از مرگ... من... سخن گفتم... ((احمد شاملو))

E-mail:  aryanlove_blog@yahoo.com

URL:  aryanlove.persianblog.com

نويسنده: جودي

يكشنبه، 5 مرداد 1382، ساعت 13:22

شما سه نفري مسابقه گذاشتين.... هي شعر مي نويسيد يکي کمک کنه بريم ناهار بخريم...

E-mail:  jodie1359@yahoo.com

URL:  http://www.jodie.persianblog.com/

نويسنده: Hamid-Hilda

يكشنبه، 5 مرداد 1382، ساعت 13:20

جودی جون هرچی می خوای از همسايه بغلی قرض بگير...ما چشامونو می بنديم...

E-mail:  aryanlove_blog@yahoo.com

URL:  aryanlove.persianblog.com

نويسنده: هادی

يكشنبه، 5 مرداد 1382، ساعت 13:19

و اما با توام ، ای آنکه بی من مثل من تنهای تنهايی . تو که حتی ، شبی را هم به خواب من نمی آيی ، تو حتی روزهای تلخ نامردی ،نگاهت، التيام دستهايت را دريغ از ما نمی کردی

E-mail:  rahimian@nigc.ir

URL:  hadir.persianblog.com

نويسنده: Hamid-Hilda

يكشنبه، 5 مرداد 1382، ساعت 13:19

كدامين يار ما را مي برد تا انتهاي باغ باراني/كدامين آشنا آيا/به جشن چلچراغ عشق مهمان مي كند ما را...

E-mail:  aryanlove_blog@yahoo.com

URL:  aryanlove.persianblog.com

نويسنده: leila

يكشنبه، 5 مرداد 1382، ساعت 13:19

گرچه من خود ز عدم دلخوش و خندان زادم...عشق آموخت مرا شکل دگر خنديدن.

E-mail:  وارد نشده است

URL:  وارد نشده است

نويسنده: Hamid-Hilda

يكشنبه، 5 مرداد 1382، ساعت 13:18

عشق نخستين گام به سوي كبرياست و تسليم ، آخرين گام و اين دو گام كل سفر است ...

E-mail:  aryanlove_blog@yahoo.com

URL:  aryanlove.persianblog.com

نويسنده: جودي

يكشنبه، 5 مرداد 1382، ساعت 13:17

اه اه اه اين يخچال همسايه هم که حسابي داره حال منو ميگيره.... 10 تا حرفه اي بردم از اون حرفه ايها که قفل گاو صندوق باز ميکنند اما افاقه نکرد.... با شاه کليدم باز نشد.... نمي دونم چيکار کنم...

E-mail:  jodie1359@yahoo.com

URL:  http://www.jodie.persianblog.com/

نويسنده: Hamid-Hilda

يكشنبه، 5 مرداد 1382، ساعت 13:16

ما به بال احتياج داريم ، بال هاي عشق ، نه بالهاي منطق ، منطق تو را به سمت پايين مي كشد . منطق تابع قانون جاذبه است . عشق تو را به سوي ستاره ها مي برد ...

E-mail:  aryanlove_blog@yahoo.com

URL:  aryanlove.persianblog.com

نويسنده: هادی

يكشنبه، 5 مرداد 1382، ساعت 13:15

من امشب دفتر تقويم عمرم را . به دست عاصی دريای نا آرام خواهم داد

E-mail:  rahimian@nigc.ir

URL:  hadir.persianblog.com

نويسنده: Hamid-Hilda

يكشنبه، 5 مرداد 1382، ساعت 13:14

درختان عاشق زمين اند و زمين عاشق درختان . پرندگان عاشق درختانند و درختان عاشق پرندگان . زمين عاشق آسمان است و آسمان عاشق زمين . سراسر هستي در اقيانوس عظيم عشق به سر مي برد . بگذار عشق نيايش تو باشد ، بگذار عشق عبادت تو باشد ...

E-mail:  aryanlove_blog@yahoo.com

URL:  aryanlove.persianblog.com

نويسنده: leila

يكشنبه، 5 مرداد 1382، ساعت 13:14

چون قايق شکسته ز توفانم، ساحل مرا به خويش نمی خواند.

E-mail:  وارد نشده است

URL:  وارد نشده است

نويسنده: leila

يكشنبه، 5 مرداد 1382، ساعت 13:13

ای مهربان من، من دوست دارمت، چون سبزه های دشت، چون برگ سبز رنگ درختان نارون.

E-mail:  وارد نشده است

URL:  وارد نشده است

نويسنده: Hamid-Hilda

يكشنبه، 5 مرداد 1382، ساعت 13:12

بر بستر سبزه ها خفته ايم/ با يقين سنگ/ بر بستر سبزه ها با عشق پيوند نهاده ايم/ و با اميدي بي شكست/ از بستر سبزه ها/ با عشقي به يقين سنگ برخاسته ايم/ ((احمد شاملو))

E-mail:  aryanlove_blog@yahoo.com

URL:  aryanlove.persianblog.com

نويسنده: هادی

يكشنبه، 5 مرداد 1382، ساعت 13:12

من امشب ، از تمام خا طراتم با تو خواهم گفت. من امشب ، با تمام کود کی هايم برايت اشک خواهم ريخت

E-mail:  rahimian@nigc.ir

URL:  hadir.persianblog.com

نويسنده: leila

يكشنبه، 5 مرداد 1382، ساعت 13:12

دره خاموش است، دره سر تا پای آغوش است.

E-mail:  وارد نشده است

URL:  وارد نشده است

نويسنده: هادی

يكشنبه، 5 مرداد 1382، ساعت 13:10

همان دريا که می گفتی ترا در من تجلی می کند ای دوست.

E-mail:  rahimian@nigc.ir

URL:  hadir.persianblog.com

نويسنده: Hamid-Hilda

يكشنبه، 5 مرداد 1382، ساعت 13:9

كسي ما را نمي پرسد/كسي ما را نمي جويد/كسي تنهايي ما را نمي گريد/دلم در حسرت يك دست/دلم در حسرت يك دوست/دلم در حسرت يك بي رياي مهربان مانده است/كدامين يار ما را مي برد تا انتهاي باغ باراني...

E-mail:  aryanlove_blog@yahoo.com

URL:  aryanlove.persianblog.com

نويسنده: leila

يكشنبه، 5 مرداد 1382، ساعت 13:9

ابر بارنده به دريا می گفت:گر نبارم تو کجا دريايی؟ در دلش خنده کنان دريا گفت ابر بارنده، تو هم از مائی.

E-mail:  وارد نشده است

URL:  وارد نشده است

نويسنده: Hamid-Hilda

يكشنبه، 5 مرداد 1382، ساعت 13:8

عشق يك آينه است و رابطه واقعي ، آينه اي است كه در آن دو عاشق چهره يكديگر را مي بينند و خدا را باز مي شناسند .اين راهي بسوي پروردگار است .

E-mail:  aryanlove_blog@yahoo.com

URL:  aryanlove.persianblog.com

نويسنده: هادی

يكشنبه، 5 مرداد 1382، ساعت 13:7

بگو ای آنکه بی من مثل من تنهای تنهايی...کدامين يار ما را می برد تا انتهای باغ بارانی

E-mail:  rahimian@nigc.ir

URL:  hadir.persianblog.com

نويسنده: ali

يكشنبه، 5 مرداد 1382، ساعت 13:7

very nice

E-mail:  alighashghaee@yahoo.com

URL:  http://www.ali3d.persianblog.com/

نويسنده: Hamid-Hilda

يكشنبه، 5 مرداد 1382، ساعت 13:6

خدايا:در برابر هر آنچه انسان ماندن را به تباهي می کشاند،مرا،با «ندانستن»و «نخواستن» رويين تن کن.((دکتر علی شريعتی))

E-mail:  aryanlove_blog@yahoo.com

URL:  aryanlove.persianblog.com

نويسنده: جودي

يكشنبه، 5 مرداد 1382، ساعت 13:6

بچه ها تقريبا هستند.... مژده منتظرم برگرديييييييييييييييي

E-mail:  jodie1359@yahoo.com

URL:  http://www.jodie.persianblog.com/

نويسنده: جودي

يكشنبه، 5 مرداد 1382، ساعت 13:5

مژده جونم به من ميل بزن يا حداقل گاهي به من سر بزن چون نگرانت بودم و دلم برات تنگ شده بود..

E-mail:  jodie1359@yahoo.com

URL:  http://www.jodie.persianblog.com/

نويسنده: سلام

يكشنبه، 5 مرداد 1382، ساعت 13:4

دوستان فعلا بای تا بعد

E-mail:  وارد نشده است

URL:  وارد نشده است

نويسنده: سلام

يكشنبه، 5 مرداد 1382، ساعت 13:4

خيلی وقته خبر ندارم راستی از بچه های قديم چه خبر همه در اين جشن شرکت کردنند؟

E-mail:  وارد نشده است

URL:  وارد نشده است

نويسنده: Hamid-Hilda

يكشنبه، 5 مرداد 1382، ساعت 13:4

و تو تنها ترين من بودي/ و تو نزديك ترين من بودي/ و تو رساترين من بودي اي من سحرگاهي پنجره اي بر خيرگي دنيا ها سرانگيز...((سهراب سپهری))

E-mail:  aryanlove_blog@yahoo.com

URL:  aryanlove.persianblog.com

نويسنده: گل من

يكشنبه، 5 مرداد 1382، ساعت 13:3

خوب بچه‌ها در يخچال جودی که باز نميشه ، هادی هم از صبح هی دوروبر يخچاله فکر کنم هنوز موفق نشده که نتيجه بگيره . من هم که الان به حالت غش دارم اينها رو می نويسم ،پس ميرم يه فکری به حال خودم بکنم .. بچه‌های خوبی باشيد تا من برگردم ..

E-mail:  goleman_rr@yahoo.com

URL:  وارد نشده است

نويسنده: هادی

يكشنبه، 5 مرداد 1382، ساعت 13:3

آه از اين دل ،آه از اين جام اميد.....عاقبت بشکست و کس رازش نخواند....چنگ شد در دست هر بيگانه ای ...ای در يغا ، کس به آوازش نخواند

E-mail:  rahimian@nigc.ir

URL:  hadir.persianblog.com

نويسنده: Hamid-Hilda

يكشنبه، 5 مرداد 1382، ساعت 13:3

شوخی کردم جودی جان...همين خونه يه چيزی درست می کنيم می خوريم .من بابام اجازه نميدن در فصل تابستان بيرون غذا بخوريم.چون مسموم می شيم...

E-mail:  aryanlove_blog@yahoo.com

URL:  aryanlove.persianblog.com

نويسنده: سلام

يكشنبه، 5 مرداد 1382، ساعت 13:2

لوووووووول جودی بابا مهمون داری ميخوای گشنه پلو بدی...خانمی واقعا خسته نباشی اگه خواستی ناهار رو بکشی صدام کن کمکت ميکنم عريزم خيلی دوست دارم اينم برای رفع خستگي« بوس» جودی جون بگيرش

E-mail:  وارد نشده است

URL:  وارد نشده است

نويسنده: Hamid-Hilda

يكشنبه، 5 مرداد 1382، ساعت 13:1

درها به طنين هاي تو واكردم / هر تكه را جايي افكندم پر كردم هستي ز نگاه/ بر لب مردابي پاره لبخند تو بر روي لجن ديدم رفتم به نماز/ در بن خاري ياد تو پنهان بود برچيدم پاشيدم به جهان/ بر سيم درختان زدم آهنگ ز خود روييدن و به خود گستردن/ و شياريدم شب يك دست نيايش افشاندم دانه راز و شكستم آويز فريب/ و دويدم تاهيچ و دويدم تاچهره مرگ تاهسته هوش / و فتادم بر صخره درد از شبنم ديدار تو تر شد انگشتم لرزيدم/ وزشي مي رفت از دامنه اي گامي همره او رفتم/ ته تاريكي تكه خورشيدي ديدم خوردم وز خود رفتم و رها بودم((سهراب سپهری))

E-mail:  aryanlove_blog@yahoo.com

URL:  aryanlove.persianblog.com

نويسنده: جودي

يكشنبه، 5 مرداد 1382، ساعت 13:1

چشم الان زنگ ميزنم ناهار برامو بيارن.... مژده کجائي؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ببين حالا که پيدات کردم بايد قول بدي تند تند بهم سر بزني... راستي از تنهاي تنها چه خبر؟؟؟؟؟

E-mail:  jodie1359@yahoo.com

URL:  http://www.jodie.persianblog.com/

نويسنده: هادی

يكشنبه، 5 مرداد 1382، ساعت 13:0

او که از من بريد و ترکم کرد ...پس چرا پس نداد آن دل را ....وای بر من که مفت بخشيدم ....دل آشفته حال غافل را

E-mail:  rahimian@nigc.ir

URL:  hadir.persianblog.com

نويسنده: Hamid-Hilda

يكشنبه، 5 مرداد 1382، ساعت 12:59

می گم جودی عزيزم ...حالا که ما گرسنه ايم بايد چکار کنيم...از بيرون برامون سفارش بديد...

E-mail:  aryanlove_blog@yahoo.com

URL:  aryanlove.persianblog.com

نويسنده: هادی

يكشنبه، 5 مرداد 1382، ساعت 12:58

دل من کودکی سبکسر بود ....من ندانم چگونه رامش کرد....او که می گفت دوستت دارم...پس چرا زهر غم به جامش کرد

E-mail:  rahimian@nigc.ir

URL:  hadir.persianblog.com

نويسنده: جودي

يكشنبه، 5 مرداد 1382، ساعت 12:57

چون در اين يخچال باز نميشه فعلا ناهار گشنه پلو داريم....

E-mail:  jodie1359@yahoo.com

URL:  http://www.jodie.persianblog.com/

نويسنده: جودي

يكشنبه، 5 مرداد 1382، ساعت 12:57

دلم برات تنگشده بود آخه تو کجائی؟ تو از کجا فهميدی من مهمونی دارم شيطون....

E-mail:  jodie1359@yahoo.com

URL:  http://www.jodie.persianblog.com/

نويسنده: هادی

يكشنبه، 5 مرداد 1382، ساعت 12:56

چتر ها را بايد بست ، زير باران بايد رفت

E-mail:  rahimian@nigc.ir

URL:  hadir.persianblog.com

نويسنده: سلام

يكشنبه، 5 مرداد 1382، ساعت 12:56

مرسی جودی جون

E-mail:  وارد نشده است

URL:  وارد نشده است

نويسنده: Hamid-Hilda

يكشنبه، 5 مرداد 1382، ساعت 12:56

جودی جون خوب شد صفحه جديد باز کرديد من اونجا گير کرده بودم...

E-mail:  aryanlove_blog@yahoo.com

URL:  aryanlove.persianblog.com

نويسنده: Hamid-Hilda

يكشنبه، 5 مرداد 1382، ساعت 12:54

من نگويم كه به درد دل من گوش كنيد/بهتر آن است كه اين قصه فراموش كنيد/عاشقان را بگذاريد بنالند همه/مصلحت نيست كه اين زمزمه خاموش كنيد/سخن سوختگان طرح جنون مي ريزد/عاقلان،گفته عشاق فراموش كنيد.((معيني كرمانشاهي))

E-mail:  aryanlove_blog@yahoo.com

URL:  aryanlove.persianblog.com

نويسنده: هادی

يكشنبه، 5 مرداد 1382، ساعت 12:54

زندگی چيزی نيست که لب طاقچه عادت از ياد من و تو برود

E-mail:  rahimian@nigc.ir

URL:  hadir.persianblog.com

نويسنده: گل من

يكشنبه، 5 مرداد 1382، ساعت 12:54

جودی ... ناهار چی داريم ؟؟

E-mail:  goleman_rr@yahoo.com

URL:  وارد نشده است

نويسنده: leila

يكشنبه، 5 مرداد 1382، ساعت 12:54

بعد از تو در شبان تيره و تار من ديگر چگونه ماه آوازهای طرح جاری نورش را تکرار می کند.

E-mail:  وارد نشده است

URL:  وارد نشده است

نويسنده: جودي

يكشنبه، 5 مرداد 1382، ساعت 12:53

مژده جونم سلام، چقدر خوشحالم که اينجائي البته وبلاگ اصلي من اين نيست...www.jodie.persianblog.com

E-mail:  jodie1359@yahoo.com

URL:  http://www.jodie.persianblog.com/

نويسنده: سلام

يكشنبه، 5 مرداد 1382، ساعت 12:51

سلاااااااااااااااااام جودی جونم من يه دوست قديمی هستم تولدت مبارک وبلاگ زيبايی داری خانمي منم (مژده)

E-mail:  وارد نشده است

URL:  وارد نشده است


Web Hosting · Blog · Guestbooks · Message Forums · Mailing Lists
Easiest Website Builder ever! · Build your own toolbar · Free Talking Character · Email Marketing
powered by a free webtools company bravenet.com