امشب
نگاه ملتمس
ام را ستاره
اي
از قاب غم
گرفته رابط
در خود
گرفته است.
آه اي ستاره
اي چو من
خسته نيمه
جان
اي خاكيان
بي خبر مست
از غرور
آيا نگاه
سوي تو از
شرم مي
كنند؟
در اين لحظه
هاي كبر و
ريا مستي و
گناه
چون من شده
است تا نگهي
سوي تو
كنند؟
از پشت ميله
ها در تكه اي
از آسمان
- كه سهم من
شده است
آن تك ستاره
اي كه از
آسمان كوچك
من آويز
گشته اي
اي تك ستاره
ي قاب هفت
آسمان من!!!
پيامهاى
زير براى
يادداشت شما
ارسال شدهاند:
نويسنده: ياسر
يكشنبه،
5 مرداد 1382،
ساعت 0:58
اقای
عظيمی ! شما
برين شام
بخورين ! جای
من هم
بخورين ! آخه
من هم هنوز
شام نخوردم
و احتمالا
نمی خورم ! ...نوش
جان...ياسر
ياسر
جان همه بچه
ها اگر
بيايند
خوبه چون
منهم از
ساعت ۱۵/۱
بامداد
يعنی ۲۰
دقيقه ديگر
مرتب هستم
تا ۲ ساعت..راستی
نظرت چيه
راجع به
هئيت مديره
جديد...البته
شما و شهر غم
هم در ليست
ذخيره
هستيد واگر
شما زودتر
وبلاک
داشتيد
خيلی از
کارها با
شما بود ولی
در حال حاضر
تو و مهرداد
با من کار
ميکنيد در
کنار
دوستان........بابا
وشيدا
افرين
واله عزيز...علی
اقا
اميدوارم
واله عزيز
جواب شما را
داده باشد...ولی
از نظر
تعدادها
ميشه گفت تا
الان واله
خانم
بيشترين
تعداد
پيامها را
داشته است.......بابا
وشيدا
وبا
سلام مجدد ..جودی
عزيز
ناراحت
نباش چون
مهمانی
تمديد شد
کمی بچه ها
دير به دير
ميايند و
گذاشته اند
تا فردا هم
باشند و
غوغا کنند ...خانمی
نبينم
ناراحت
باشی........بابا
وشيدا
جودی
عزيز
کجايی؟
مشغول صفحه
جديد درست
کردنی؟.. علی
آقا مهم
نيست که کی
بيشترين
پيام رو
داشت مهم
اينه که
وبلاگهای
عضو جشن
پيوند های
جاودانه
بيشترين
شرکت کننده
رو داشته
باشه.. اينجا
وبلاگ من يا
جودی يا
ساناز
نداره
وبلاگ همه
هست
راستی
جودی جان
اگر دوست
داری در
وبلاگت
يکسری
تغيرات
زيبايی
داشته باشی
بمن بگو تا
هماهنگ
کنیم و
اينکه
محاصبه کن
ببينيم
چقدر پيام
داشتی تا
اين لحظه////اقای
عظيمی اگر
تشريف
داريد
ممکنه
بگييد
بيشترين
پيغام ها در
جشن های
جاودانه در
کدوم وبلاگ
بوده؟؟؟؟
از بابا
عظيمي
مهربونم،
از عمو صادق
عزيزم، از
داداش علي
گلم، هادي
عزيز، حميد
و هيلداي
عزيزم،
واله خوبم.
بهار
مهربونم،
سمانه،
سميرا و
موناي دوست
داشتني ام،
داريوش، گل
من، ساغر،
ياسر،
ونوس،
ماري،
مهرداد و.....
ممنونم كه
به مهموني
من اومديد...
شاد و
سربلند و
پرتوان
باشيد.... خدا
نگهدار
داداش
علي من
دشمنت
شرمنده
عزيزم...
اصلا خودتو
ناراحت نكن
من بايد برم
و ازت يه
خواهش دارم
با بابا
عظيمي صحبت
كن و فردا رو
كنسل كن چون
دلم بيشتر
از اوني كه
فكرش رو كني
شكسته.... من
همه ي
دلخوشيم
شما هستيد
انتظار
نداشتم
تنهام
بزاريد..... من
ديگه ميرم
خيلي خسته
ام....
ياسر
عزيزم
ممنونم به
خاطر محبتت
من اصلا
ناراحت
نيستم كه
چرا
پيغامهام
كمه... خدا
منو نبخشه
اگه همچين
فكري كنم....
قبول داشته
باش خيلي ها
به من كم
لطفي كردن....
شاد باشيد و
بهتون خوش
بگذره.....
جودی
عزيز آبجی
گلم من
شرمندم//بخدا
شرمندم//باور
کن من يکی از
شدت خستگی
پشت
کامپيوتر
خوابم برده
بود
تا۲۰دقيقه
پيش که
اومدم رفتم
نوشته های
قبليتون
ميخوندم//ناراحت
نشو حق داری
ولی چشم//خودم
شلوغش
ميکنم/////اقای
عظيمی عزيز
من نوشته
های
قبليتون رو
خوندم و در
خدمت شما و
عزيزان
ديگر هستم//////جودی
عزيز
ايشالا
هميشه شاد
باشی//
من ديگه
بايد برم...
چون امروز
اصلا حالم
خوب نيست
صبح زودهم
بايد برم
سركار....
بابا عظيمي
در مورد
مسئوليتم
من موافقتم
رو اعلام
ميكنم.... با
تشكر از همه
عزيزاني كه
به مهموني
من اومدن و
بابا عظيمي
و عمو صادق
مهربونم....
در پناه
يزدان پاك
پاينده
باشيد....تا
بعدي بهتر
بابا
عظيمي
مهربونم،
سلام، خيلي
وقته كه
منتظرم شما
بياين....
باباي
عزيزم من از
شما يه
خواهش
كوچولو
دارم كه روي
دخترتون رو
زمين
نندازين...
اعلام كنيد
كه فردا
مهموني
كنسل شده و
تمديد
نميشه تا
هفته بعد در
وبلاگ عمو
صادق....
راستشو
بخواين از
دست اين
دوستام
خيلي دلم
گرفته خيلي
مي دونين من
از عصر
اينجا
تنهام شايد
10 نفر هم
نيومده
باشه يك
لحظه اين
ساعت رو با
مهموني هاي
قبلي
مقايسه
كنيد كه
چقدر شلوغ
بود همه ي
تقصيرها رو
نندازيم
گردن پرشين
بلاگ به
جرات ميگم
امروز مشكل
خاصي نداشت
اما
دوستانم
خيلي به من
كم لطفي
كردن.... خيلي
هاشون اصلا
نيومدن يه
سر بزنن من
زياد اهل
گله و شكايت
نيستم... اما
تو مهموني
هر كدوم از
بچه ها تا
اونجا كه مي
تونستم
بودم شايد
بيش از 10
ساعت بدون
اينكه حتي
يك لحظه هم
برم بيرون
همش
كنارشون
بودم... وقتي
ديدم
مهموني جشن
هاي
جاودانه
است رفتم
كامپيوتر
خريدم كه
شبها هم
باشم اما
امروز خيلي
ها كه ازشون
انتظار
داشتم
نيومدند يا
اومدن سلام
و باي.... همين
.... من فكر
ميكنم همين
جا مهموني
رو خاتمه
بديم تا
بعدي ديگر....
البته من
تابع نظر
شما هستم هر
چي شما بگين
اگه شما
بگين بايد
باشه من
حرفي ندارم
اما دلم
خيلي خيلي
از دست
دوستام
شكسته و
اصلا
انتظار
نداشتم
حداقل تو
جشن كه همه
هستند منو
تنها بزارن....
فداي شما
دختر
كوچولوتون....
E-mail: وارد
نشده است
URL: وارد
نشده است
نويسنده: ياسر
شنبه،
4 مرداد 1382،
ساعت 23:39
يا علی
مدد ! شايد
ساعت ۱۲ باز
هم برگشتم ! ...قربون
شما ...ياسر
بابا
عظيمی
کجائيددددددددددددددددددددددددددد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
بابا من
مردم از
تنهائی... می
خوام بهتون
بگم که نمی
خواد
مهمونی رو
برای فردا
تمديد کنيد
چون کسی
نمياد من
خوب ميدونم
دوش در
حلقه ما قصه
گيسوی تو
بود / تا دل
شب سخن از
سلسله موی
تو بود / دل
کز ناوک
مژگان تو در
خون می گشت/
باز مشتاق
کمانخانه
ابروی تو
بود .... اينهم
تقديم به
جودی عزيز
با من / از
عشق سخن بگو
/ از چشماني
كه/ تقدير
عشق / در
عمقشان مرا
به زنجير
بسته بود/ در
من طلوع كن
اي عشق/ اي
آفتاب خفته /
در من طلوع
كن / تا من /
طلوع
هزاران
سپيده شوم///
معذرت
ميخوام . اين
کيبورد من
حروف فارسی
نداره . سلام///
با من / از
عشق سخن بگو
/ از چشماني
كه/ تقدير
عشق / در
عمقشان مرا
به زنجير
بسته بود/ در
من طلوع كن
اي عشق/ اي
آفتاب خفته /
در من طلوع
كن / تا من /
طلوع
هزاران
سپيده شوم///
E-mail: وارد
نشده است
URL: وارد
نشده است
نويسنده: مهتاب
-///صادق
شنبه،
4 مرداد 1382،
ساعت 20:21
من/خورشيد
را/ بر ستيغ
روشن فردا/
تكرار
خواهم كرد///
باز هم يلام
. ببخشيد
بعدازظهر
نتونستم
بمونم
E-mail: وارد
نشده است
URL: وارد
نشده است
نويسنده: جودي
شنبه،
4 مرداد 1382،
ساعت 20:18
فعلا
اينجا خيلی
سوت و کوره....
منم بايد
برم خونه
آخه تا الان
تو محل کارم
هستم کارم
خيلی طول
کشيده... يکی
دو ساعت
ديگه از
خونه
دوباره
ميام ..... فدای
همه
جودی
جان فعلاْ
که کسی نيست
... شما هم برو
استراحت کن
که حسابی
خسته شدی .....
شايد شب
دوباره
بيام ..... (((در
کودکی پستی....
در جوانی
مستی .... در
پيری سستی ....
پس کی
خداپرستی )))
قربان قلبه
مهربان تو
ونوس
جان سلام،
خوش اومدي
عزيزم،
بابا عظيمي
نمي دونم
علي کجا
رفته خدا
کنه زودتر
يباد کمک
چون اين
صفحه رو
تازه باز
کردم راستي
بهتر نيست
تو وبلاگها
اعلام کنيم
مهموني
تمديد شده
براي فردا
اونم همين
جا....
جودی
عزيز بقدری
صفحه سنگين
باز ميشه که
نميدونم چه
بايد کرد ..از
مسولين فنی
هم گويا علی
اقا اينجا
هست..بايد
ترتيبی
داده شود که
هرسه نفر
انتخاب شده
فنی بترتيب
هر چند ساعت
يکبار
باشند تا
اگرمشگلی
پيش امد کمک
کنند.....بابا
وشيدا
علی اقا
وميترا
خانم سلام
وهمينطور
جودی عزيز
وديگر
خوبان عرض
شود ديگه
خودتان
ميدونيد
اسامی که من
نوشتم در
تمامی
وبلاکهای
مسولين
انتخاب شده
نوشتم حالا
خودتان
باهم مشورت
کنيد ببينم
چه ميشود
البته اگه
با ايميل با
هم مشورت
کنيد بهتر
است درمورد
جشنها چون
ممکن است
بصورت باز
سو استفاده
شود...برای
تمامی
عزيزانم که
انتخاب
شدند ارزوی
موفقيت
ميکنم...در
مورد نظر من
هرکاری که
اکثريت
هئيت مديره
تشخيص دهند
لازم و
الجرا است......بابا
وشيدا
سلام/خوبيد
اقای عظيمی
عزيز//ممکنه
شما هم بگيد
نظرتون چيه
در مورد چند
ساعت خصوصی
شدن وبلاگی
که در اون
جشن برگذار
میشه//اين
کار هم برای
خودش فنيه//اخه
ميخوام
بدونم اگر
مخالفيد تا
من روی اين
سيستم کار
نکنم///
سايه
شدم ، و صدا
كردم: كو مرز
پريدن ها ،
ديدن ها؟ كو
اوج "نه من"
، دره "او" ؟
و ندا آمد:
لب بسته بپو.
مرغي رفت،
تنها بود،
پر شد جام
شگفت. و ندا
آمد:بر تو
گوارا باد،
تنهايي
تنها باد !
دستم در كوه
سحر "او" مي
چيد ، "او"
مي چيد. و
ندا آمد: و
هجومي از
خورشيد. از
صخره شدم
بالا. در
هرگام،
دنيايي
تنهاتر ،
زيباتر. و
ندا آمد:
بالاتر ،
بالاتر!
آوازي از ره
دور : جنگل
ها مي
خوانند؟ و
ندا آمد:
خلوت ها مي
آيند. و
شياري ز
هراس. و ندا
آمد: يادي
بود، پيدا
شد، پهنه چه
زيبا شد! "او"
آمد ، پرده ز
هم وا بايد،
درها هم و
ندا آمد:پرها
هم./////نه بابا
مگه چيکار
کردم///جودی
جان نظرت در
مورد اينکه
مواقعی که
جشن داريم
يعنی از
ساعت۱۲شب
جمعه تا
۱۲شنبه
وبلاگی که
مراسم در
اون برگذار
ميشه خصوصی
بشه و يک
تعداد
مخصوص
بتونن وارد
بشن چيه؟؟؟
برای
بهتر اداره
شدن جشن
پيوندهای
جاودانه..هئيت
مديره جديد
اين جشنها
بنا به
درخواست
دوستان به
شرح زير
انتخاب
شدند....مديريت
فنی جشن ها....صادق...حامد...علی
۲۲....مديريت
روابط
عمومی جشن
ها.....واله..ساناز
پرنده ابی...جودی...مديريت
مسول برای
اعلام
تاريخ
جشنها و
تعين
وبلاکها...هادی
...حميد و
هيلدا....اميد
است همه با
همکاری هم
نسبت به
سامان
بخشيدن
بهتر اين
جشنها
هرگونه
اقدامی
صلاح
ميدانيد
انجام دهيد....با
تشکر....مديريت
موقت.....محمدعظيمی
راستش
من يکمی با
ميترا مشکل
پيدا کردم و
بقولی رفته
قهر (چشمک)ولی
ميادش حتمآ//جودی
عزيز اگر
ممکنه
دقيقتر
برام اون
ايميلت رو
بفرست مثل
اينکه
اشتباه
نوشتی//
سلام//سلامی
چو بوی خوش
اشنايی//من
اومدم
اينبار با
يکسری
برنامه
جديد//ميخوام
وبلاگ هارو
در بعضی
ساعات
خصوصی کنم
نظرتون
چيه؟؟؟جودی
عزيز
ايميلت رو
خوندم//چشم
حتمآ.....يا حق